Wednesday, November 10, 2010

هجوم مارمولك‌ها به شهر ارومیه

با افزایش جمعیت مارمولک‌ها در شهر ارومیه، مردم این شهر در تلاش برای استفاده از سموم و حشره‌کش‌های متعددی برای از بین بردن این جانوران شده‌اند اما در سطح شهر، هیچ نهادی مسئولیت مبارزه با مارمولک‌ها را در شهر به عهده نگرفته است.
مارمولک‌های خانگی در خانه‌های مسکونی زیست می‌کنند اما در مناطق مختلف نوع آنها متفاوت است.
مارمولک‌های خانگی که در خانه‌های روستایی و یا شهری زیست می‌کنند با عنوان جکو شناخته می‌شوند، جکوها بدنی لطیف و ظریف دارند که پوشیده از پولک‌های ریز هستند؛ رنگ آنها در حالت طبیعی تقریبا روشن بوده و در حال حاضر شش گونه مارمولک خانگی شناخته شده است.
زاد و ولد مارمولک‌های خانگی زیاد است اما هر دفعه یک یا دو تخم می‌گذارند، از چند ماه گذشته با شیوع گرد و غبار‌هایی که از کشور عراق صورت گرفته شاهد هجوم مارمولک‌ها به شهر ارومیه شده‌ایم، به طوری‌ که مارمولک‌ها زندگی مردم ارومیه را در بخش‌‌های مختلف شهر مختل کرده‌اند و زنان و کودکان از دست این موجودات در امان نیستند. از سوی دیگر با توجه به ترس از موجودات و حشرات توسط بسیاری از مردم جوامع در حال توسعه و وجود ذهنیت‌هایی در ارتباط با وجود سم سیانور در دم مارمولک‌ها مردم شهر را نگران کرده است.
متاسفانه مسئولان نیز به این نگرانی‌ها دامن زده و با پنهان کاری‌های خود در این زمینه، ذهنیت مردم را نسبت به افزایش جمعیت مارمولک‌ها و عواقب ناشی از این موضوع متشنج می‌کند. در پیگیری‌های خبرنگار فارس در این ارتباط، متاسفانه مسئولان پاسخ قانع کننده‌ای در ارتباط با افزایش جمعیت مارمولک‌ها در شهر در چند ماه گذشته ندادند اما مارمولک‌ها وارد اکثر منازل ارومیه شده‌اند.
حسین محمودزاده یکی از ساکنان شهرک فرهنگیان ارومیه در این ارتباط گفت: مدتی است که مارمولک‌ها وارد منازل در ارومیه شده‌اند و متاسفانه با پیگیری‌های به عمل آمده و تماس‌های مکرر انجام گرفته هیچ اقدامی توسط دستگاه‌های اجرایی ذی‌ربط برای کاهش جمعیت مارمولک‌ها در سطح شهر مشاهده نکرده‌ایم.
وی با انتقاد از کم‌کاری مسئولان مربوطه، اظهار داشت: در تماس‌های مکرر با اداره کل محیط زیست و مرکز بهداشت ارومیه متاسفانه کسی در این زمینه پاسخگو نیست.
محمودزاده تصریح کرد: گفته می‌شود مارمولک‌ها از محل حفر شرکت آب و فاضلاب برای لوله‌کشی فاضلاب‌ها وارد منازل می‌شوند.
وی افزود: بر این اساس موضوع را از شرکت آب و فاضلاب نیز پیگیر شدم اما همچنان کتمان واقعیت توسط مسئولان را شاهد بودم که بیشتر از هر چیزی مردم را رنج می‌دهد.
محمودزاده اعلام کرد: متاسفانه موضوعی که خود مردم به آن پی برده‌اند و با آن مشکل دست و پنجه نرم می‌کنند توسط مسئولان کتمان می‌شود.
وی خاطرنشان کرد: شپش موی سر در مدارس آذربایجان غربی نیز توسط مسئولان مربوطه انکار می‌شد اما عملا زمانی که این مشکل بر اثر پنهان کاری و سهل‌انگاری مسئولان در سطح مدارس به بحران تبدیل شد اقدامات برای مبارزه به این موضوع توسط حالت علنی به خود پیدا کرد و از آن می‌ترسم که قصه مارمولک‌ها نیز زمانی توسط مسئولان مورد توجه قرار گیرد که کار از کار گذشته است.
محمودزاده گفت: نتیجه این پنهان کاری و مصلحت اندیشی‌های نادرست برخی مسئولان چیزی جز بدبینی مردم نسبت به عملکرد

یونسکو از کنگره فلسفه در تهران پشتیبانی نمی‌کند

به گزارش خبرگزاری فرانسه، یونسکو در روز سه‌شنبه ۹ نوامبر اعلام کرد که در برگزاری کنگره فلسفه در تهران مشارکت ندارد، زیرا به این نتیجه رسیده که شرایط تشکیل چنین اجتماعی در ایران هنوز فراهم نشده استیونسکو، نهاد علمی- فرهنگی سازمان ملل متحد اعلام کرد که از برگزاری کنگره فلسفه در تهران پشتیبانی نمی‌کندیونسکو دلایل مشخص خود را برای عقب‌نشینی از همکاری در برگزاری کنگره فلسفه در ایران اعلام نکرده است. در گزارشی از خبرگزاری کانادا (سی پی) از پاریس در این مورد آمده است که علت اصلی پا پس‌کشیدن یونسکو، فشارهایی است که بر علوم انسانی در ایران اعمال می‌گردد.

خبرگزاری کانادا گزارش داد که دولت ایران در نظر دارد در مورد محتوای آموزشی ۱۲ رشته دانشگاهی تجدید نظر کند، چون آنها را با اسلام سازگار نمی‌داند. یکی از این رشته‌ها فلسفه است.

نهاد علمی- فرهنگی سازمان ملل متحد دو سال پیش پذیرفت که ایران میزبان برگزاری کنگره‌ جهانی فلسفه در ایران باشد. کنگره جهانی فلسفه هر سال در روز جهانی فلسفه، که سومین پنج‌شنبه از ماه نوامبر است، در یکی از کشورها برگزار می‌شود. سال گذشته ترکیه میزبان کنگره جهانی روز فلسفه بود.

یونسکو از برگزاری کنگره روز جهانی فلسفه در تهران پشتیبانی نمی‌کند. هرچند یونسکو دلایل خود را رسماً اعلام نکرد، اما فشارهایی که حکومت بر رشته‌های علوم انسانی وارد می‌کند و اعتراض روشنفکران و دانش‌آموختگان فلسفه در این تصمیم بی‌تأثیر نبوده است.--

از یونسکو به خاطر آنکه پذیرفته بود کنگره‌ جهانی فلسفه در ایران برگزار شود، به شدت انتقاد شده بود. اخیراً بیانیه‌ای به زبان فارسی با امضای «جمعی از دانش آموختگان، دانشجویان و استادان فلسفه در داخل و خارج از کشور» منتشر شد و در آن به تحریم کنگره‌ی فلسفه در تهران فراخوانده شد. پیش از آن بیانیه‌ای با امضای جمعی از فیلسوف سرشناس از کشورهای مختلف جهان به زبان انگلیسی منتشر شده بود و خواهان تحریم کنگره‌ فلسفه در ایران شده بود.

پس از این‌گونه اعتراض‌ها یونسکو تصمیم گرفت که در روز جهانی فلسفه کنگره‌های دیگری در کشورهای دیگر جهان برگزار شود تا تهران مرکز اصلی تصور نشود. اما اکنون یونسکو تصمیم گرفته است کنگره‌ی تهران را کاملاً بی‌ارتباط به خود اعلام کند.

تصمیم جدید یونسکو با استقبال مواجه شده است. وزارت خارجه فرانسه اعلام کرده که آنچه در ایران می‌گذرد با ارزش‌هایی چون انسان‌گرایی و رواداری، که یونسکو، یک نماد آنها است، همخوانی ندارد.

نمایندگی ایالات متحده‌ آمریکا در یونسکو نیز اعلام کرده است که امیدوار است شرکت‌کنندگان در برنامه‌های روز جهانی فلسفه از این فرصت استفاده کنند و یاد آموزگاران و فیلسوفانی را گرامی دارند که در کشورهای استبدادی به دفاع از آزادی برخاسته‌اند.

يك معجزه ديگر از شوونيسم فاشيسم فارس و شيوه مملكت داري امام زماني

اعزام تیم ملی به مسابقاتی كه به پایان رسیده است!
فدراسیون دوومیدانی در حالی از حضور تیم ملی دوی مارتن ایران در مسابقات بین‌المللی لبنان خبر داد كه این رقابت‌ها به پایان رسیده است.
بر اساس اعلام فدراسیون دوومیدانی قرار است تیم ملی دوی مارتن ایران مركب از 4 دونده راهی مسابقات بین‌المللی لبنان شود. این در حالی است كه این مسابقات 16 آبان به پایان رسیده است.
روح‌الله گلستانی مسئول كمیته دوهای ماراتن فدراسیون دوومیدانی با تایید این خبر گفت: متاسفانه به دلیل تاخیر در ارسال دعوت‌نامه این مسابقات به فدراسیون دوومیدانی از سوی وزارت امور خارجه و سازمان تربیت‌بدنی فرصت شركت در این رقابت‌ها به پایان رسید.
وی افزود: برای شركت در مسابقات بین‌المللی حداقل یك ماه قبل از آغاز رقابت‌ها باید فدراسیون مربوطه اعلام آمادگی كرده و اسامی نفرات خود را اعلام كند؛ اما مسأله این است كه افرادی كه دعوت‌نامه این مسابقات را به سازمان تربیت‌بدنی ارسال كرده‌اند افراد غیر ورزشی بوده و اطلاعی از امر نداشتند و همین امر موجب شد تا تیم ملی این مسابقات را از دست بدهد.
گلستانی با اشاره به بی‌اطلاعی فدراسیون گفت: من نیز به‌تازگی پس از بررسی سایت مسابقات متوجه این مسئله شده‌ام و هنوز ملی‌پوشان هم از این امر بی‌خبر هستند و نمی‌دانم باید به آنها چه بگویم.
وی افزود: در این رشته مسابقات مختلف در سطح قاره آسیا برگزار می‌شود و تیم ملی مارتن با توجه به توجه و حمایت فدراسیون این شانس را دارد كه در میادین دیگر حاضر شود.
گلستانی در خصوص تیم اعزامی به هند گفت: تیم دیگر دوی مارتن ایران، 10 آذر راهی پونای هند خواهد شد تا از روز 14 آذر در این رشته به مصاف حریفان خود برود

در یک اقدام هماهنگ فرزندان غیور آذربایجانی برچسبهای پرچم آذربایجان جنوبی را در نقاط شلوغ و مهم شهرهای ملکان و اورمیه نصب کردند

در یک اقدام هماهنگ فرزندان غیور آذربایجانی برچسبهای پرچم آذربایجان جنوبی را در نقاط شلوغ و مهم شهرهای ملکان و اورمیه نصب کردند.


به گزارش سانا همزمان با سالگرد شهادت مهندس امانی، در اقدامی هماهنگ جمعی از فعالین آزربایجانی پس از نصب بر چسب های پرچم آزربایجان جنوبی در شهرهای تبریز، خوی، سولدوز و بناب، این بار آنها را در در جای جای شهرهای اورمو و ملکان نصب نمودند.


این عمل در حالی صورت می گیرد که رژیم ایران در تلاش برای تنگ تر کردن عرصه ی فعالیت فعالین آذربایجانی از هیچ روشی دریغ نمی کند و بسیاری از فعالین شناخته شده ی حرکت ملی آذربایجان جنوبی بیش از 5 ماه را در بازداشت نیروهای امنیتی به سر برده اند.


این اقدام از طرف فعالین حرکت مللی آذربایجان برای آزادی یوروش مهرعلی بیگلو، دکتر لطیف حسنی و سایر زندانیان آذربایجانی انجام پذیرفت.


تعدادی از عکسها را در زیر مشاهده می کنید.


http://www.sananews.info/habergoruntule.asp?bolum=1910&katid=49

Wednesday, November 3, 2010

نگراني خانواده سيامك ميرزايي از شكنجه وي

سیامک میرزایی فعال دانشجویی آذربایجانی در دانشگاه رشت عصر روز شنبه ۱۷ مهر ۸۹ در منزل پدری اش در شهر پارس آباد مغان بازداشت شده هنوز در اطلاعات به سر ميبرد. به گفته نزدیکان خانواده میرزایی٬ ماموران امنیتی هنگامی که وی برای دیدار با خانواده از دانشگاه رشت به منزل پدریش در پارس آباد مغان آمده بود وی را بازداشت کرده وبه اداره اطلاعات اردبيل برده اند.

تلاش خانواده ميرزايي براي ملاقات با وي و مراجعه مكرر به دادگاه انقلاب و اداره اطلاعات بي ثمر بوده است. ميرزايي از زمان دستگيري تنها يك تماس با خامواده اش داشته كه جو حاكم بر اين مكالمه و قطع كردن تماس توسط مامورين نگراني خانواده ميرزايي را بيشتر كرده است.
میرزایی پیش از این نیز در جريان موج دستگيريهاي فعلين ملي مغاني به تاريخ اردیبهشت ۸۹ بازداشت و با ضمانت ۱۵ میلیون تومانی از زندان آزاد شده بود. دادگاه این فعال دانشجویی آذربایجانی ۱۰ مهر ۸۹ در دادگاه انقلاب اردبیل برگزار شد.

میرزایی دانشجوی ترم آخر رشته مهندسی تولیدات دامی دانشگاه رشت است و در کنکور ورودی مقطع فوق لیسانس دانشگاههای دولتی ایران سال ۸۹ ستاره دار شده و از ورود به دانشگاه محروم شده بود

تهدید اعظم پیری همسر دکتر لطیف حسنی فعال مدنی آذربایجانی در بند از سوی نهادهای امنیتی و اطلاعاتی

مأموران امنیتی اداره اطلاعات تبریز طی تماس تلفنی با اعظم پیری همسر دکتر لطیف حسنی فعال مدنی آذربایجانی بازداشت شده در بازداشتگاه اداره اطلاعات تبریز وی را با تهدید از پیگیریهای پرونده همسرش و تلاش برای آزادی ایشان منع کرده و با الفاظی به دور از شأن انسانی اقدام به توهین و تحقیر وی نمودند و اعلام داشتند که بی توجهی به دستورات و هشدارهای آنها عواقب بدی را برای ایشان، اعضای خانواده و همسرشان خواهد داشت.
همچنین مأموران اطلاعاتی مذکور با اقدام به شکنجه، دکتر لطیف حسنی را نیز مجبور داشتند که از داخل بازداشتگاه با همسرش تماس گرفته و گفته های آنها را برای وی تکرار نماید.
اعظم پیری در روزهای اخیر با مراجعه به دفاتر مراجع عالی قضائی کشور از جمله دفاتر دیوان عالی و رئیس قوه قضائیه توانست با چندی از مسئولین ذی ربط ملاقات نموده و آنها را در جریان دستگیری غیر قانونی همسرش از سوی وزارت اطلاعات آگاه نماید. همچنین خانم پیری با اخذ نامه هایی از مراجع عالی قضائی کشور و ارائه آن به دادستان و مسئولین دادگاه انقلاب تبریز خواستار آزادی همسرش از بازداشتگاه اطلاعات تبریز شده است. دادستان دادگاه عمومي و انقلاب تبريز نيزطي نامه اي به اداره طلاعات تبريز مبني بر تعيين تكليف پرونده دكتر حسني و ملاقات حضوري وي با همسرش اقدام نمودند ولي از سوي مسئولين امنيتي مذكور ترتيب اثري به اين نامه ها داده نشده است.

و نیز در پیرامون تماس تهدید آمیز مأموران اطلاعاتی به خانم پیری ابلاغ شده است که نامه های مذکور و درخواست دادستان دادگاه انقلاب تبریز هیچ تأثیری در روند بازداشت و آزادی دکتر حسنی نداشته و هر وقت که خودشان بخواهند و صلاح بدانند آزادشان خواهند کرد.

گفتني است دکتر لطیف حسنی در سوم خرداد 89 در کرج دستگیر و به تبریز انتقال داده شده و در بازداشتگاه اطلاعات تبریز در بند است ، دراین مدت وی به مدت یک ماه در اعتراض به دستگیری، شکنجه و بازجویی های خشن بازجویان را در اعتصاب غذا بوده است، ايشان از ابتداي بازداشت در سلول انفرادي نگهداري مي شوند.



دكتر لطیف حسنی دارای دکترای حقوق بین الملل از دانشگاه باکو و مدرس مؤسسات عالی و دبیرستانهای کرج از فعالین سرشناس مدنی و از مدافعان سر سخت هویت آذربایجانی و از مدافعان راستین حقوق بشر است .وی در دوره اخیر انتخابات شورای شهر در شهر کرج اعلام کاندیداتوری نموده بود که توسط شورای نگهبان رد صلاحیت شد

Tuesday, November 2, 2010

قتل يك عاشق آذربايجان توسط رژيم شونيسم فارس

میللی شورا-یک شنبه یک مهر: روز 24 تیر ماه سال 1360 شمسی نشریه "کار"، وابسته به یکی از گروههای چپ و مدافع سیاستهای ضد امپریالیستی رژیم جمهوری اسلامی(!) در نوشته ای کوتاه با عنوان" اعدام دو سرمایه دار بزرگ"، از اعدام دو تن از سرشناسترین تجار آذربایجان و ایران در تاریخ 22 م تیرماه، ابراز مسرت کرده می نویسد:

"کریم دستمالچی و احمد جواهریان در راه استثمار، غارت و بردگی خلق های ایران و جهان توسط امپریالیسم جهانی به سرکردگی امپریالیسم امریکا دست و زبان و گوش وچشم امریکای جنایتکار بودند. آنها در اجرای نقشه های امپریالیسم امریکا و شکست انقلاب خونبار مردم ایران به نا آرامی ها ی سیاسی دامن میزدند، برای گسترش موج خشونت و ترور مزدور اجیر میکردند، مردم را به قیام مسلحانه علیه جمهوری ترغیب میکردند، پشتیبان و همکار دستجات مسلح ضد انقلابی بودند و در رهبری جریانات امریکایی نظیر حزب خلق مسلمان ... قرار داشتند. اعدام مبارک و فرخنده کریم دستمالچی و احمد جواهریان، کوخ نشینان را شادمان و امپریالیسم امریکا را عزادار کرد. اقدام دادگاه انقلاب اسلامی مرکز در اعدام کریم دستمالچی و احمد جواهریان مورد پشتیبانی قاطع ماست."(!)

کریم دستمالچی و احمد جواهریان، از سرشناسترین و مردمی ترین تجار بازارهای مهم تبریز و تهران بودند. متعاقب اعدام این دو تاجر شهیر، بازاریان در شهرهای یاد شده وارد اعتصاب شدند. اما رژیم جمهوری اسلامی که مست شراب قدرت و نخوت بود به تهدید و ارعاب بازاریان پرداخت و حجره های بازارها را به ضرب زور گشود.

کریم دستمالچی و احمد جواهریان که نشریه چپ گرای "کار" آنها را عامل امپریالیست و دشمن خلقهای ایران می داند دو تن از مدافعین برجسته "حزب خلق مسلمان" و "آیت الله العظمی شریعتمداری" بودند. با اعدام دستمالچی و جواهریان در واقع دو شخصیت از معروفترین تجار صاحب نفوذ آذربایجان که از روحیه ای آذربایجانگرا برخوردار بودند از میان برداشته شدند. به این ترتیب رژیم فارس گرا قادر شد علاوه بر قیچی کردن بخش دیگری از قدرت سیاسی آذربایجان، حاکمیت خود را بطور کامل بر بازار و حوزه اقتصادی ایران و آذربایجان بلا منازع کند.

گفته می شود اعدام شهید کریم دستمالچی به دستور قاضی وقت دادگاه انقلاب و موافقت مستقیم ایت الله خمینی، محمد علی رجایی رییس جمهور و علی اکبر هاشمی رفسنجانی صورت گرفته است. اعدام دستمالچی مجددا نشان داد که حاکمان جمهوری اسلامی یکی از نانکورترین و نمک به حرامترین حاکمان تاریخ ایرانند. زیرا،

این کریم دستمالچی بود که با صرف بخش بزرگی از ثروت خود، ایت الله خمینی و اطرافیانش را در "نوفل لوشاتو"ی فرانسه برای ماهها تحت حمایت گرفت و در روز 12 بهمن ماه سال 1357، هواپیمای ایرباس حامل ایت الله را از پاریس به مقصد تهران بصورت اختصاصی اجاره کرد.

ایت الله روح الله خمینی با نسیان وجدانش، آیت الله العظمی شریعتمداری را که بعد از حوادث 15 خردادسال 42 با تایید مصلحتی مرجعیت خمینی، او را از جوخه اعدام ساواک رهانیده بود، به دست جلادی چون ری شهری سپرد تا مگر تحت شکنجه، به طراحی کودتای(ساختگی) نوژه اعتراف کند و به این ترتیب قدرت ملت آذربایجان را بیش از پیش تضعیف و تحدید نماید. طی این مدت حزب توده ماتریالیست نیز بصورت حیرت انگیزی از تک تک اقدامات ضد بشری رژیم تئوکراتیک آیت الله دفاع کرد و کرد تا خود نیز گرفتار غضب امام(!) شد. مثل معروف قبیحی در میان اهل سینما است که صورت مودبانه اش این چنین است : متملق آخر فیلم می میرد!

با بیان مقدمه مختصر فوق کوشیدیم تا در پیشگاه ملت با صداقت و فداکار آذربایجان، از فحایعی که بر سر فرزندان اهل فهم و دردش آمده سخن بگوییم، و باز بگوییم که این رشته سر دراز دارد!

خبر قتل غلامرضا مردانی آذری نیز همانند خبر اعدام کریم دستمالچی و احمد جواهریان، در تاریخ 22 آذر سال 1385 در نوشته ای بسیار کوتاه و در گوشه بی اهمیتی از روزنامه اعتماد چاپ شد.



غلامرضا مردانی آذری که بود؟

غلامرضا مردانی آذری در سال ۱٣۰۵ در شهر تبریز متولد شد. محمد،مردانی آذری، پدر وی از شهدای مشروطیت در تبریز است. غلامرضا دوران كودكی را در نهایت سختی پشت سر گذاشت و به دلیل مشكلات اقتصادی و فقدان پدر ناچار به ترك تحصیل شد. او به همراه دو برادر خود به تهران مهاجرت كرد و با سختی فراوان و دست خالی پا به عرصه كسب وكار گذاشت. غلامرضا پس از كسب ثروت فراوان حدود 10 سال پیش به ایران بازگشت و به فعالیتهای نیكوكارانه بسیاری به ویژه مدرسه سازی پرداخت.

در ابتدای ورود به ایران به اتمام سرمایه دار بودن(!)، با مزاحمت هایی از سوی برخی نهادها روبرو شد، تا حدی كه قصد بازگشت به خارج از كشور داشت، اما با تغییر فضای سیاسی و امنیتی كشور پس از سال 76 مجال یافت تا به آذربایجان و ایران بازگردد. مردانی آذری در سال ۱٣۷۹ مدرسه سازی را آغاز کرد و اولین مدرسه اهدایی خود را در استان آذربایجان شرقی ساخت.

وی تا سال ۱٣٨۰، ۲٣ مدرسه، ۵ خوابگاه و ۵ پانسیون به وسعت ۱۰٣ هزار متر مربع با هزینه ۲۷ میلیارد تومان احداث کرد که در این مدارس قریب به ۱۰ هزار دانش آموز در حال تحصیل هستند. . وی از سال 1380 8 میلیارد تومان نیز در زمینه ی مدرسه سازی هزینه کرد و به این ترتیب تعداد مدارس وی به 27 مدرسه رسید. غلامرضا مردانی آذری تا زمان مرگ 35 میلیارد تومان برای مدرسه سازی سرمایه گذاری کرده بود و در نظر داشت تادر کل 150 میلیارد تومان برای مدرسه سازی سرمایه گذاری کند. اعتباری که وی برای مدرسه سازی هزینه می کرد از سود فعالیت وی در خارج از کشور بود. مدارس وی جزء بهترین مدارس محسوب می شوند. مردانی آذری به صورت مستقیم در مدارسی که ساخته بود، نظارت داشت و مخصوصا به دانش آموزان مدارس مناطق فقیرنشین توجه ویژه ای می کرد.
مردانی آذری به همراه دو برادر دیگر خود اقدام به مدرسه سازی می نمود.او مدارس دخترانه را به اسم مادر خود زهرا مردانی آذری و مدارس پسرانه را به اسم پدر خود محمد مردانی آذری نامگذاری می کرد.

مدارسی كه توسط او ساخته می شد جزء زیباترین، مستحكم ترین و مجهز ترین مدارس كشور است، خودش می گفت :

" ما تصمیم داریم مدرسه ای بسازیم كه بچه از خانه فرار كند برود مدرسه، نه اینكه از مدرسه فرا كند برود خانه"

می گویند مردانی آذری زمانی به دعوت آستان قدس رضوی همراه تعدادی افراد خارجی به مشهد می رود، از آنجا كه وی همیشه كراوات داشت استقبال كنندگان فكر می كنند خارجی است و با احترام زیاد به انگلیسی به او خوشامد می گویند، اما وقتی مردانی آذری به فارسی جواب می دهد، لحن آنها عوض می شود و می گویند باید كراوات را دربیاورد.اما مردانی آذری از این كار سربازمی زند و برمی گردد. مسئولین آستان قدس از پی او می فرستند. مردانی آذری به آنها اعتراض می كند كه چرا در نزد شما خارجی ها از داخلی ها محترم تر هستند؟! اگر كراوات بد است برای خارجی هم باید بد باشد.

اما ناگهان جنازه ی مردی که ثروت و حیات خود را در راه مدرسه سازی صرف کرده بود در شرکتش در روز 21 آذر ماه سال 1385 کشف شد.



اظهارات اولیه پلیس در خصوص قاتلین او چه بود؟!

"غلامرضا مردانی آذری هشتاد و یک ساله در ساعت 30 دقیقه بامداد روز 21 آذرماه در محل کارش واقع در خیابان ایران شهر تهران به قتل رسید. جسد این پیر مرد ساعاتی پس از آن که از محل کارش "شرکت آسانسور سازی" به خانه اش برنگشت، در پی اطلاع دخترش به پلیس در شرکتش پیدا شد. جسد این چهره ماندگار مدرسه سازی در حالی کشف شد که قاتل یا قاتلان او را به طرزی حرفه ای به قتل رسانده بودند. پلیس وقتی وارد اداره این مرد ثروتمند خیر شد به جسد خفه شده او برخورد که سرش در یک گونی پلاستیکی که دورش چسب کاری شده بود فرو رفته بود."

کار آگاهان اداره 10 پلیس آگاهی تهران به دستور ولی الله حسینی رییس شعبه هفتم دادسرای جنایی تحقیقاتی را در این خصوص آغاز کردند. نشانه های موجود حاکی بود که او قادر به دفاع از خود در برابر قاتلان نبوده است. تیم ویژه تحقیق ادعا کرد که قاتل یا قاتلان اقدام به دزدیدن یک دست کت و شلوارمقتول و کیف کوچک جیبی وی کرده اند(!) طبق ادعای پلیس، خانم منشی ای که در دفتر مردانی آذری کار میکرد متهم اصلی شناخته شد.

اما تنها واکنش رسمی که نسبت به این جنایت هولناک ملی صورت گرفت، اطلاعیه و درخواست سازمان نوسازی مدارس کشور از قوه قضائیه بود که دو روز پس از قتل او بخش هایی از آن در روزنامه اعتماد به چاپ رسید. در این بیانیه پیگیری سریع قانون نسبت به شناسایی قاتل یا قاتلان تقاضا شده بود.



اظهارات ثانویه پلیس در خصوص قاتلین او چه بود؟!

این اظهارات هرگز منتشر نشد و حتی خبر مراسم تشیع جنازه و دفن او نیز در روزنامه ها منعکس نگردید(!)

تاسف بار اینکه در مراسم تشییع جنازه وی از مقامات وقت وزارت آموزش و پرورش و یا آموزش عالی هیچ کس حضور نداشت. نهایت اینکه اقای فرشیدی بعنوان وزیر آموزش و پرورش با صدور بیانیه ای کوتاهی از قتل وی فقط ابراز تاسف کرد!

متهم اصلی در پرونده قتل غلامرضا مردانی آذری کیست؟!

متهم اصلی پرونده این قتل نه منشی بی پناه وی، بلکه رژیم جمهوری اسلامی ایران است.

فراموش نکنیم مافیای قتلهای زنجیره ای مخوفی را که زیر نظر مقامات رژیم در دهه شصت تشکیل و فعال شد و دهها نفر از مخالفین بالفعل و حتی بالقوه جمهوری اسلامی را در داخل و خارج از ایران به قتل رساند.

مرگ مرموز "پروفسور محمد تقی زهتابی" بعد از نگارش کتاب بسیار مشهور و پرفروش "تاریخ باستان ترکان ایران" در اول دیماه سال 1378 در شهر شبستر به حدی مشکوک بود که نشریات فارس زبان آن روز نیز از مرگ وی با عنوان "تدوام قتلهای زنجیره ای" یاد کردند. در واقع پذیرفتنی نبود که پروفسور زهتابی در همان روز ورود به خانه اش در شبستر، در تنهایی کامل جان سپرده باشد. این در حالی است که اطرافیان و همسایه های وی به یاد دارند که شهید زهتابی از ساعت ورود به شبستر در نگرانی امنیتی شدیدی به سر می برد. آنهایی که بر بالین جنازه وی در غسالخانه حاضر بودند شهادت می دهند که جسم وی در نقاط مختلفی از بدن کبود شده بود. در این میان نیروهای امنیتی بدون اینکه به درخواستهای کالبد شکافی اطرافیان مرحوم اعتنا کند به سرعت اقدام به تدفین وی کردند.

عجیب اینکه درست در همان ایام مرحوم "صفرخان قهرمانیان"(ساوونار ملی) نیز در آپارتمانش در تهران هدف حمله دو مهاجم قرار می گیرد. صفرخان که معروفترین زندانی سیاسی جهان با 32 سال حبس می باشد و تا لحظه مرگ در ابانماه سال 1381 خود را سرباز فرقه دمکرات وشاگرد شهید سید جعفری پیشه وری می دانست بنا بر اظهارت نزدیکانش مدتی پس از قتل "داریوش و پروانه فروهر " در تهران هدف سوئ قصد نافرجام قرار می گیرد و از ناحیه سینه مجروح شده و راهی بیمارستان می گردد.

گفته می شود شب هنگام دو نفر با به صدا دراوردن زنگ در خانه، به محض باز شدن درب از سوی صفرخان، دشنه ای را به سوی قلب وی حرکت می دهند که به دلیل سرعت عمل این چریک پیر دمکرات، سمت راست سینه وی مجروح می شود. لازم به ذکر است که صفرخان در خانه تنها زندگی می کرد. بعد از این حادثه، به خواست صفرخان از انتشار خبر این سوء قصد خودداری می شود.

مرگ بسیار مرموز پرفوسور محمد تقی زهتابی و سوء قصد ناکام علیه جان صفرخان همزمان با ماههای پر هیاهوی قتلهای زنجیره ای، تقریبا هر محقق محتاطی را در خصوص منشا این دو حادثه مطمئن می کند . این اطمینان نه ناشی از تئوری توطئه، بلکه حاصل قراین و شواهد موجود است.

گفتیم که رژیم جمهوری اسلامی یکی از نانکورترین رژیمهای تاریخ ایران است. تاریخ یکصد سال اخیر نشان می دهد که اساسا رژیمهای حاکم بر ایران بیش از همه از پشت به آذربایجانی ها خنجر زده اند. غلامرضا مردانی آذری یکی دیگر از قربانیان این ناجوانمردی ها است.

براساس اخباری که توسط فعالین حرکت ملی آذربایجان به دست آورده ایم مرحوم مردانی آذری چندین بار بصورت مستقیم و یا غیر مستقیم توسط مامورین وزارت اطلاعات رژیم، تحت استنطاق قرار گرفته بود. متعاقب اهانت شرم آور روزنامه دولتی ایران به ملت آذربایجان در 22 اردیبشهت ماه سال 1385 و وقوع سلسله قیامهای ضد اپارتاید تورکان آذربایجان در قریب به 50 شهر و شهرک، غلامرضا مردانی آذری نیز به شدت از اقدام نفرت انگیز وزنامه دولتی ایران خشمگین شده و نارضایتی خود را به مقامات رژیم ابراز داشته است. بخصوص اینکه روح حساس و مبارز مردانی آذری با مشاهده قتل عام فرزندان آذربایجان اعم از دانش اموز و دانشجو ... در خیابانهای شهرهای تبریز، اورمیه، سولدوز، مشکین شهر...بیش از پیش دچار تکسر و تاثر شده است.

گفته می شود که در پی قیامهای خونین و حق طلبانه ملت آذربایجان، مرحوم مردانی آذری اظهار داشته که در صورت عدم توقف این جنابتها کار مدرسه سازی را متوقف نموده و با عزیمت به خارج از کشور اقدام به افشاگری جنایتهای رژیم آپارتایدخواهد کرد. این تهدیدات سبب وحشت مقامات رژیم اپارتاید شده و در جلسه ای که با حضور اژه ای(وزیر اطلاعات)، پور محمدی (وزیر کشور) و چند تن دیگر از عوامل سابق قتلهای زنجیره ای تشکیل شده و به تایید شخص رهبری نیز رسیده، حکم قتل غلامرضا مردانی آذری صادر می شود. قاتلین می بایست نقشه قتل را بگونه ای طراحی می کردند که شواهد دلالت بر قتل در حین سرقت کند. شاید عجله قاتلین سبب شده که براساس شواهد در دسترس پلیس، نحوه و انگیزه جنایت چندان بر قتل در حین سرقت نیز دلالت نکند!

حتی گفته می شود که به دنبال انتشار خبر قتل مردانی آذری، برخی از مدیران مدارسی که توسط وی ساخته شده بودند جهت احترام به روح آن مرحوم در صدد تعطیلی مدارس و برگزاری مجالس ترحیم بودند که به دستور مقامات آموزش و پرورش از این اقدامات منع شدند. گفته می شود در یکی از مدارس تبریز نیز در چهلم آن مرحوم، مجلسی در شرف برگزاری بود که به دستور اداره اطلاعات این شهر و به بهانه تجمع احتمالی گروههای پان تورکیست لغو می شود(!)

نهایت اینکه براساس اطلاعات در دسترس مدیریت سایت میللی شورا، تقریبا بطور قطع می توان گفت که غلامرضا مردانی آذری در ادامه قتلهای زنجیره ای به شهادت رسیده است و متاسفانه به دلیل سانسور اخبار، جامعه آذربایجان و نیز اقشار مختلف مردم ایران، چندان قادر به دریافت اخبار صحیح و تحلیلهای واقع بینانه در این خصوص نشده اند.

سایت میللی شورا ضمن تسلیت شهادت غلامرضا مردانی آذری به عموم ملت آذربایجان بخصوص خانواده آن مرحوم، به دانش اموزان آذربایجانی که قرار است در روز اول مهر ماه در مدارس حاضر شوند توصیه می کند:

هرگز و هرگز خاطره خدمات بی نظیر شهید مردانی را در راه مدرسه سازی و خدمت به هم نوع فراموش نکنند و هرگز و هرگز فاجعه قتل آن رادمرد بزرگ آذربایجانی را بر قاتلان نبخشایند!



نهایت اینکه؛

رژیم اپارتاید با قتل غلامرضا مردانی آذری فقط به قتل یک نفر نمی اندیشد، بلکه این رژیم قصد دارد تا با قتل سلسله وار بزرگان آذربایجان، حیات و هستی تورکان آذربایجان جنوبی را هدف قرار دهد.