پيشبيني مغرضانه مبدع مكتب ايراني
ميگويد که مردم خوب و مردم بد در همه جای جهان وجود دارند و حکومت مذهبی در ایران نیز از بین می رود و همه چیز تغییر می کند. این آمد و شد حکومت ها در گذشته نیز بارها وجود داشته است.
ریچارد فرای که یکی از خانههای مجلل تاریخی اصفهان را به دلیل آنچه كه زحماتش در خدمت به ایران عنوان شد، دریافت کرد، چندي پيش در مصاحبه با شبکه تلویزیونی CNN، اظهارات قابل تأملي بيان كرده است كه فايل آن بر روي اينترنت قرار دارد.
سایت حامی دولت رجانيوز خبر داد:
ریچارد فرای، یهودی آمریکایی و از بانیان مکتب جعلی ایرانی در مصاحبه ای با شبکه امریکایی CNN در پاسخ به سوال جهت دار مجری این شبکه (آسیه نامدار)، مبني بر اينكه "ایرانی که شما از آن صحبت می کنید زیر سلطه ملاها و آیت الله ها قرار دارد"، ميگويد که مردم خوب و مردم بد در همه جای جهان وجود دارند و حکومت مذهبی در ایران نیز از بین می رود و همه چیز تغییر می کند. این آمد و شد حکومت ها در گذشته نیز بارها وجود داشته است.
مجری در ادامه از وی درباره کسب مجوز دفن در ایران (اصفهان) سوال ميكند كه فراي ميگويد: پوپ هم پیش از این در اصفهان دفن شده بود. در آسیا دو فرهنگ بزرگ وجود دارد، یکی چین و دیگری ایران. من ایران را انتخاب کرده ام و پسرم چین را.
بنا بر اين گزارش، آرتور پوپ از مستشرقين و مورخین جاعل یهودی است که در آغاز قرن چهاردهم شمسی به ایران آمده و از بانیان تدوین کتب درسی تاریخ مدارس شد. پوپ، بخش عمدهاي از اطلاعات مشكوك در مورد ادوار تاريخي ايران را حاصل فریبکاریهای جاعلین یهودی است، به تاريخ ايران تزريق كرد.
او با جلسات فشرده ای که با مقام های آموزشی پهلوی داشت، آنها را برای پذیرش جعل های یهودساخته آماده کرد. در اثر آموزش های این افراد بود که سلسله های مخدوش و مشكوك بهعنوان تاریخ مسلم وارد کتابهای درسی شدند.
ریچارد فرای، چنانکه دکتر مینوی در کتاب خود به صراحت اشاره ميكند، کسی است که با جعل کتاب قابوسنامه و نسبت دادن آن به قابوس بن وشمگیر سعی داشت با فروختن آن مال زیادی به جیب بزند. وی در این کتاب با واژه سازی های عجیب و غریب تلاش کرده بود کتاب خود را کهنه جلوه دهد.
بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در ديدار مسؤولان و نخبگان استان همدان در 19 تیرماه 1383 در واكنش به اظهارات استاندار وقت همدان در مورد پایتخت بودن شهر همدان در دوران مادها، روشنگر حقایق زیادی در اين زمينه است: «تواريخى هم كه آقاى استاندار شرح مفصلى از آنها گفتند، همهاش محل بحث است؛ چيزهاى مسلّمى نيست. معلوم نيست دولت ماد در آن وقت تنها دولت متمركز ايران بوده؛ اينها بين دانشمندان و متخصصانِ اين كار محل اختلاف است. در همان دورهى ماد، به گمان زياد ما چندين حكومت مقتدر در سرتاسر ايران داشتيم. البته فرنگىها اصرار داشتند هخامنشىها را بالا بياورند و مطرح كنند و كوروش و داريوش را اولِ تاريخ بدانند؛ حتّى مادها را هم از خاطر بردهاند. كار مستشرقان اروپايى در اين زمينه خيلى صادقانه نبوده، ليكن حفارىها و شناختها و نشانههاى گوناگون تمدنى به ما نشان مىدهد كه در سرتاسر ايرانِ كنونى ما تمدنهاى بسيار قديمى -كه بعضى شايد از تمدن مصر هم قديمىتر باشد- وجود دارد؛ تمدنهاى شش هزار ساله، هفت هزار ساله؛ از جمله در همدان است، از جمله در سيستان است، از جمله در مناطق ديگرى از اين كشور است. بنابراين نمىشود قاطع گفت اينجا تنها دولت متمركز يا اولين دولت متمركز وجود داشته؛ اينها حدسيات است. آنچه مسلّم است، اين است كه اينجا سه هزار سال زنده بوده است؛ سه هزار سال مشغول ساختن و توليد تمدن و علم و زندگى بوده است؛ اين خيلى مهم است.»
این مورخان یهودی برخلاف تعهدی که یک محقق دارد، در برابر یافته های باستان شناسی، روش فریبکاری در پیش گرفتند و با وجود یافت شدن نزدیک به 10 شهر ویران شده و به آتش کشیده شده در دوران موسوم به هخامنشی و وجود نشانه هایی که یک نسل کشی بزرگ در این دوران را نشان می دهد، مخفی کاری کرده و از جهش تمدنی سخن به میان می آورند. دلایلی وجود دارد که نشان می دهد یهودیان نیز در آن قتل عام موسوم به پوریم که در تورات نیز به آن اشاره شده، موثر بوده اند و به همین دلیل مورخان یهودی سعی در مخفی نگاه داشتن آن دارند.
فرای در همین مصاحبه با CNN به ایران بزرگ که مرزهایش از چین تا مجارستان گسترده بوده، اشاره ميكند. تاکید بر چنین موضوعاتی که حس قومگرایی را در برخی افراد کم اطلاع تحریک می کند، از شگردهای این دسته از مورخان یهودی برای دامن زدن
Friday, November 19, 2010
درگيري شديد مزدوران رژيم با مردم
عصر روز سه شنبه 25 آبانماه نزدیک به ساعت 19 و سی دقیقه به وقت تبریز، در خیابان شهناز درگیری لفظی شدیدی میان جوانان ترک و ارمنی به وقوع پیوسته که منجر به وقوع تظاهرات مردمی در تبریز شده است
بر اساس اخبار رسیده از گونازپورت، عصر روز سه شنبه 25 آبانماه نزدیک به ساعت 19 و سی دقیقه به وقت تبریز، در خیابان شهناز، حد واسط پاساژ ضرغامی و محله بارناوا، درگیری لفظی شدیدی میان جوانان ترک و ارمنی به وقوع پیوسته که منجر به وقوع تظاهرات مردمی با حضور صدها تن از اهالی تبریز شده است.
براساس گزارش شاهدان عینی به دنبال درگیری لفظی دو جوان آذربایجانی با چند دختر و پسر افراطی ارمنی، ارامنه مذکور اقدام به فحاشی به قومیت و ناموس جوانان ترک کرده و به جوانان آذربایجانی دشنام داده و جملات وقیحی چون "شما ترک خر هستید" و یا "چه خوب شد که داشناکهای ارمنی در قره باغ به زنهای شما آذربایجانیها تجاوز کردند" بر زبان رانده اند.
به دنبال این اظهارات ناشایست از سوی ارامنه افراطی که جمعیت آنان در حال حاضر کمتر از 1000 خانوار در تبریز 2 میلیون نفری است، جوانان آذربایجانی بدون اینکه نسبت به این فحاشیها متوسل به خشونت شوند وارد بحث پر هیاهوئی با آنان می شوند.
این اوضاع توجه عابرین را جلب کرده و در عرض چند دقیقه جمعیتی قریب به هزار نفر در محل حادثه تجمع می کنند.
به این تریب اوضاع در خیابان شهنار تبریز نا آرام شده اکثریت تجمع کنندگان شروع به سردادن شعارهای هویت طلبانه می کنند. شعارهایی چون:
- ارمنی داشناکلاری تورکلرین دوشمانی
- یا قاراباغ یا اؤلوم
- هارای هارای من تورکم
- یاشاسین آذربایجان
- محو اولسون ارمنیستان
- ....
در این تجمع سرداده شده است.
به دنبال سرداده شدن شعارهای ملی در خیابان شهناز تبریز، نیروهای امنیتی به سرعت در محل حاضر شده ضمن خارح کردن ارامنه وحشت زده از محل، اقدام به متقرق کردن مردم و محاصره نظامی خیابان مذکور می کنند.
تاکنون خبری از دستگیری و یا مجروح شدن تظاهرات کنندگان دریافت نشده است.
لازم به ذکر است که این تجمع امروز در 25 آبان ماه برابر با 96 مین سالگرد شهادت ستارخان سردار ملی و سردار غریب و مظلوم آذربایجان اتفاق افتاده است.
ستارخان به دنبال شلیک گلوله یپرم ارمنی در پارک اتابک تهران مجروح شده و پس از چندی در چنین روزی به شهادت رسید.
همه ساله در 25 ابان ماه مزار شریف شهید ستارخان واقع در قبرستان باغ طوطی در شاه عبدالعظیم شهر ری کعبه هزاران تن از عاشقان آذربایجانی می شد.
متاسفانه از 2 سال پیش به دنبال دستگیریهای وسیع شرکت کنندگان و شکنجه و حبس طولانی مدت آنان، حتی امکان قرائت فاتحه بر سر مزار شریف ستارخان در سالروز شهادت وی نیز از ملت آذربایجان سلب گردید
بر اساس اخبار رسیده از گونازپورت، عصر روز سه شنبه 25 آبانماه نزدیک به ساعت 19 و سی دقیقه به وقت تبریز، در خیابان شهناز، حد واسط پاساژ ضرغامی و محله بارناوا، درگیری لفظی شدیدی میان جوانان ترک و ارمنی به وقوع پیوسته که منجر به وقوع تظاهرات مردمی با حضور صدها تن از اهالی تبریز شده است.
براساس گزارش شاهدان عینی به دنبال درگیری لفظی دو جوان آذربایجانی با چند دختر و پسر افراطی ارمنی، ارامنه مذکور اقدام به فحاشی به قومیت و ناموس جوانان ترک کرده و به جوانان آذربایجانی دشنام داده و جملات وقیحی چون "شما ترک خر هستید" و یا "چه خوب شد که داشناکهای ارمنی در قره باغ به زنهای شما آذربایجانیها تجاوز کردند" بر زبان رانده اند.
به دنبال این اظهارات ناشایست از سوی ارامنه افراطی که جمعیت آنان در حال حاضر کمتر از 1000 خانوار در تبریز 2 میلیون نفری است، جوانان آذربایجانی بدون اینکه نسبت به این فحاشیها متوسل به خشونت شوند وارد بحث پر هیاهوئی با آنان می شوند.
این اوضاع توجه عابرین را جلب کرده و در عرض چند دقیقه جمعیتی قریب به هزار نفر در محل حادثه تجمع می کنند.
به این تریب اوضاع در خیابان شهنار تبریز نا آرام شده اکثریت تجمع کنندگان شروع به سردادن شعارهای هویت طلبانه می کنند. شعارهایی چون:
- ارمنی داشناکلاری تورکلرین دوشمانی
- یا قاراباغ یا اؤلوم
- هارای هارای من تورکم
- یاشاسین آذربایجان
- محو اولسون ارمنیستان
- ....
در این تجمع سرداده شده است.
به دنبال سرداده شدن شعارهای ملی در خیابان شهناز تبریز، نیروهای امنیتی به سرعت در محل حاضر شده ضمن خارح کردن ارامنه وحشت زده از محل، اقدام به متقرق کردن مردم و محاصره نظامی خیابان مذکور می کنند.
تاکنون خبری از دستگیری و یا مجروح شدن تظاهرات کنندگان دریافت نشده است.
لازم به ذکر است که این تجمع امروز در 25 آبان ماه برابر با 96 مین سالگرد شهادت ستارخان سردار ملی و سردار غریب و مظلوم آذربایجان اتفاق افتاده است.
ستارخان به دنبال شلیک گلوله یپرم ارمنی در پارک اتابک تهران مجروح شده و پس از چندی در چنین روزی به شهادت رسید.
همه ساله در 25 ابان ماه مزار شریف شهید ستارخان واقع در قبرستان باغ طوطی در شاه عبدالعظیم شهر ری کعبه هزاران تن از عاشقان آذربایجانی می شد.
متاسفانه از 2 سال پیش به دنبال دستگیریهای وسیع شرکت کنندگان و شکنجه و حبس طولانی مدت آنان، حتی امکان قرائت فاتحه بر سر مزار شریف ستارخان در سالروز شهادت وی نیز از ملت آذربایجان سلب گردید
دستگيري جوانان آذري به جرم پوشش نامناسب
بنا به گزارش سایت های خبری آزربایجان جنوبی، خبرهای رسیده از سایین قالا(شاهین دژ) حاکی از برخوردهای غیر انسانی مسولان دایره نظارت بر اماکن عمومی فرماندهی نیروی انتظامی این شهرستان با کسانی است که لباس ها و تی شرت های مزین به آی – اولدوز(ماه و ستاره ) به تن می کنند.
طی ماه های جاری این لباس در بین جوانان هویت طلب آزربایجانی جایگاه ویژه ای یافته و کمتر جمع جوان را در اقصی نقاط آزربایجان بدون این پوشش می توان یافت.
مسئولان اماکن عمومی شاهین دژ بدون هیچ دلیلی جوانان و نوجوانانی را که این گونه لباس را را بر تن می کنند،دستگیر و پس از انتقال به اداره مزبور،آنان را مورد ضرب و شتم قرار داده و با تماس با خانواده دستگیرشدگان،از آنها می خواهند با حضور در این اداره،علاوه بر همراه داشتن پوشش مناسب!!! تعهدی مبنی بر عدم استفاده مجدد از این لباس ها ، امضا نمایند.
شعبانی که یکی از درجه داران شاغل در اداره اماکن شاهین دژاست،بارها با برخوردهای غیر منطقی و نامناسب با فعالین حرکت ملی آزربایجان و تلاش در جهت حذف نام های تورکی از مغازه های سطح شهر خوش خدمتی خود را به راسیسیم فارس به اثبات رسانده،این بار نیز با دستگیری نوجوانان و جوانان هویت طلب که تنها جرم آنها استفاده از لباس های پر طرفدار آی - اولدوزلو می باشد در پی قدرت نمایی است.
طی ماه های جاری این لباس در بین جوانان هویت طلب آزربایجانی جایگاه ویژه ای یافته و کمتر جمع جوان را در اقصی نقاط آزربایجان بدون این پوشش می توان یافت.
مسئولان اماکن عمومی شاهین دژ بدون هیچ دلیلی جوانان و نوجوانانی را که این گونه لباس را را بر تن می کنند،دستگیر و پس از انتقال به اداره مزبور،آنان را مورد ضرب و شتم قرار داده و با تماس با خانواده دستگیرشدگان،از آنها می خواهند با حضور در این اداره،علاوه بر همراه داشتن پوشش مناسب!!! تعهدی مبنی بر عدم استفاده مجدد از این لباس ها ، امضا نمایند.
شعبانی که یکی از درجه داران شاغل در اداره اماکن شاهین دژاست،بارها با برخوردهای غیر منطقی و نامناسب با فعالین حرکت ملی آزربایجان و تلاش در جهت حذف نام های تورکی از مغازه های سطح شهر خوش خدمتی خود را به راسیسیم فارس به اثبات رسانده،این بار نیز با دستگیری نوجوانان و جوانان هویت طلب که تنها جرم آنها استفاده از لباس های پر طرفدار آی - اولدوزلو می باشد در پی قدرت نمایی است.
ايران در محاصره سپر موشكي
پس از آنکه اسراییل اعلام کرد تا سال ۲۰۱۵ سپر دفاعی موشکی خود در برابر حملات احتمالی ایران را تکمیل خواهد کرد، ترکیه نیز با برپایی سیستم دفاع موشکی ناتو در خاک خود موافقت کرد که این امر با واکنش شدید ایران همراه شد
مسئولین اسراییلی اعلام کردند که سپر دفاع موشکی موسوم به «گنبد آهنین» تا سال ۲۰۱۵ تکمیل میشود و هدف از آن مقابله با حملات موشکی احتمالی ایران به اسراییل است.
این سپر موشکی قرار است تا سال ۲۰۱۳ برای مقابله با موشکهای با برد کوتاه تکمیل شده و سپس دو سال بعد به فنآوری مقابله با موشکهای دور برد مجهز شود.
ژنرال سویکا حایموویتچ از افسران بلندپایه نیروی هوایی اسراییل گفت که به زودی این برنامه متحقق خواهد شد و ظرف پنج سال آینده خواهیم دید که چگونه به مرحله اجرا میرسد.
اسراییل که پیش از این در جنگ سال ۲۰۰۶ قادر به مقابله به شلیک موشکهای کوتاه برد از سوی حزبالله نبود، چندین سال است که به دنبال تکمیل برنامه سپر موشکی خود است تا بدین ترتیب بتواند با موشکهایی با برد هفتاد کیلومتر نیز مقابله کند. اسراییل همچنین پیش از این و در زمان حکومت صدام حسین، هدف موشکهای اسکاد عراقی قرار گرفته بود.
مسئولین اسراییلی گفتهاند که مراحل تکمیل این سپر دفاع موشکی پیشرفته به گونهای برنامهریزی شده که با تاریخ دستیابی احتمالی ایران به کلاهک هستهای همخوانی داشته باشد.
یواف تورجمان از مسئولین نظامی اسراییل نیز گفت که سپر دفاعی جدید اسراییلی مجهز به موشکهای آرو است که پیش از این مراحل پیشرفت آن به شکل کاملا محرمانه پیگیری میشد، ولی اکنون با توجه به شرایط حاکم، وزارت دفاع تشخیص داده است که میتوان اطلاعاتی در این زمینه را به شکل عمومی منتشر کرد.
به گفته تورجمان، فنآوری موشک "آرو" تا سال ۲۰۱۴ یا ۲۰۱۵ تکمیل شده و انتظار میرود نخستین آزمایش جدی این موشک در سال ۲۰۱۱ صورت گیرد. هر موشک آرو بین دو تا سه میلیون دلار هزینه داشته و شیوه عمل آن به گونهای است که موشکهای شلیک شده به طرف اسراییل را در لحظه شلیک شناسایی کرده و آن را خارج از غلاف جوی کره زمین نابود خواهد کرد.
در این بین، موشک آرو ۳ به گونهای طراحی شده که بتواند با حملات موشکی هستهای مقابله کرده و موشک حامل کلاهک اتمی را در فضا به گونهای نابود کند که بقایای سمی آن نیز به کره زمین نرسد و خارج از جو از بین برود.
اما این تنها اسراییل نیست که برای مقابله با حملات احتمالی ایران، تشکیل سپر موشکی را پیگیری میکند. آمریکا نیز در نقاط مختلف نزدیک به ایران به دنبال تشکیل چنین سپری بوده و این گونه به نظر میرسد که تنشهای سیاسی در این زمینه را با کشورهای دیگر نیز پشت سر گذاشته است.
طرح ایجاد سپر دفاع موشکی در اروپای شرقی
در زمان ریاست جمهوری جورج بوش، آمریکا طرح ایجاد سپری دفاعی در اروپای شرقی را مطرح کرده بود، اما پس از آن، باراک اوباما در نخستین سال ریاست جمهوری خود، طرح جورج بوش را به حالت تعلیق درآورده و اعلام کرد که اطلاعاتی کسب کرده که نشان میدهد ایران در آینده نزدیک قادر به دستیابی به کلاهک هستهای نیست.
آمریکا قرار بود سپری دفاعی در لهستان و جمهوری چک تشکیل دهد، اما این امر با مخالفت شدید روسیه مواجه شد، به گونهای که مسکو این سپر دفاعی را تهدیدی مستقیم علیه خود تفسیر کرد و اعلام کرد که تشکیل چنین سپری برای مقابله با ایران امری «خندهدار» است و هدف از آن تنها اعمال فشار بر روسیه است.
در نهایت طرح ایجاد این سپر دفاع موشکی با اقدام روسیه مبنی بر کار گذاشتن کلاهکهای هستهای در روسیه سفید و اعلام این نکته که مسکو در این زمینه از هرگونه کارشکنی فروگذار نخواهد کرد، به شکل موقت لغو شد.
لغو این طرح، شایعهای را تقویت کرد مبنی بر اینکه آمریکا در قبال توقف برنامه ایجاد سپر دفاع موشکی از روسیه خواسته تا با اقدامات بینالمللی علیه ایران همراهی کرده و جلوی مصوبات شورای امنیت در این زمینه را نگیرد.
هر چند که این شایعه به شکل مستقیم توسط دمیتری مدودیف رییسجمهور روسیه تکذیب شد، اما همراهی روسیه در تصویب چهارمین قطعنامه شورای امنیت علیه ایران احتمال صحیح بودن چنین شایعهای را تقویت کرد.
اندکی بعد همزمان با مانور نظامی مشترک آمریکا و اسراییل که هدف اصلی آن مقابله با حملات موشکی عنوان شده بود، فشارهای آمریکا به ترکیه برای تشکیل این سپر دفاعی افزایش یافت که این خواسته آمریکا با مخالفت ترکیه مواجه شد.
موافقت ترکیه با ایجاد سپر موشکی در خاک خود
به فاصله چند هفته بعد از سفر دیک چنی معاون وقت رییسجمهور آمریکا در سال ۲۰۰۸ به ترکیه، مسئولین این کشور اعلام کردند که ترکیه با ایجاد سپر دفاعی موشکی در خاک خود به شکل محدود موافقت خواهد کرد.
بر اساس این برنامه قرار است که سیستم راداری موسوم به X-Band در خاک ترکیه و در نزدیکی مرز با ایران نصب شود و نخستین سری از موشکهای بازدارنده در جمهوری آذربایجان برپا شود.
سیستم راداری X-Band یک سیستم بسیار پیشرفته دفاع موشکیست که قادر است هر جسم کوچک یا بزرگی را در آسمان شناسایی کرده و با هرگونه موشکی که به طرف اروپا شلیک میشود، بلافاصله مقابله کرده و آن را نابود کند.
اعضای سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) قرار است روز ۱۹ نوامبر در لیسبون جلسهای تشکیل داده و در مورد برپایی سیستم دفاع موشکی در ترکیه تصمیمگیری کنند.
همزمان ترکیه که تلاش زیادی برای پیوستن به اتحادیه اروپا دارد، اعلام کرد که با تشکیل این سپر دفاعی در خاک خود به شرطی موافقت میکند که کنترل رادارها و شلیک موشکها در اختیار ترکیه بوده و نامی از ایران در مصوبه ناتو برده نشود.
آندرس فوگ راسموسن، دبیرکل ناتو در واکنش به خواسته ترکیه گفت که نیازی به نام بردن از ایران در مصوبه ناتو وجود ندارد، چرا که کشورهای زیادی فنآوری موشکهای قارهپیما را دارند و نمیتوان از همه کشورها نام برد.
موافقت ترکیه با تشکیل این سپر دفاع موشکی، اما همان طور که پیشبینی میشد با واکنش شدید ایران مواجه شد.
واکنش ایران: سپر دفاع موشکی برای حمایت از اسراییل است
مسعود جزایری، معاون ستاد کل نیروهای مسلح ایران در اظهار نظری گفت که طرح آمریکا برای برپایی نخستین سپر دفاع موشکی در مرز با ایران با شکست مواجه خواهد شد.
به گفته جزایری آینده ناتو مبهم است و هر کسی که فعالیتهای ناتو را پیگیری کند به این نتیجه میرسد که نفوذ و تاثیرگذاری ناتو کم شده است.
والاستریت ژورنال در بررسی موافقت ترکیه با تشکیل سپر دفاعی موشکی در خاک خود مینویسد که این امر قطعا با عصبانت شدید ایران مواجه خواهد شد. این روزنامه به نقل از داوداوغلو وزیر خارجه ترکیه که در چین بسر میبرد، نوشت که ناتو تهدیدات دریافتی را جدی تلقی کرده و قصد برپایی دیوار دفاع موشکی دارد و ترکیه دلیلی برای مخالفت با این امر ندارد.
واکنش شتابزده و توام با عصبانیت مسئولین ایرانی، با اظهارات رامین مهمانپرست سخنگوی وزارت خارجه ایران ادامه یافت. وی روز سهشنبه (۲۵ آبان/۱۶ نوامبر) اعلام کرد که هدف از تشکیل دیوار دفاعی موشکی، «حمایت از اسراییل در برابر حملات» است و ناتو در واقع همان طرح قدیمی آمریکا را پیگیری میکند.
این در حالیست که در مرزهای جنوبی ایران نیز شرایط تفاوت چندانی با شمال و غرب ندارد. عربستان نیز خواستار برپایی سیستم دفاع موشکی در خاک خود شده و در عین حال در یکی از سنگینترین خریدهای نظامی تاریخ منطقه، ۳۲۰ میلیارد دلار برای خرید تجهیزات نظامی جدید از آمریکا هزینه کرده که هدف از آن مقابله با ایران عنوان شده است.
مسئولین اسراییلی اعلام کردند که سپر دفاع موشکی موسوم به «گنبد آهنین» تا سال ۲۰۱۵ تکمیل میشود و هدف از آن مقابله با حملات موشکی احتمالی ایران به اسراییل است.
این سپر موشکی قرار است تا سال ۲۰۱۳ برای مقابله با موشکهای با برد کوتاه تکمیل شده و سپس دو سال بعد به فنآوری مقابله با موشکهای دور برد مجهز شود.
ژنرال سویکا حایموویتچ از افسران بلندپایه نیروی هوایی اسراییل گفت که به زودی این برنامه متحقق خواهد شد و ظرف پنج سال آینده خواهیم دید که چگونه به مرحله اجرا میرسد.
اسراییل که پیش از این در جنگ سال ۲۰۰۶ قادر به مقابله به شلیک موشکهای کوتاه برد از سوی حزبالله نبود، چندین سال است که به دنبال تکمیل برنامه سپر موشکی خود است تا بدین ترتیب بتواند با موشکهایی با برد هفتاد کیلومتر نیز مقابله کند. اسراییل همچنین پیش از این و در زمان حکومت صدام حسین، هدف موشکهای اسکاد عراقی قرار گرفته بود.
مسئولین اسراییلی گفتهاند که مراحل تکمیل این سپر دفاع موشکی پیشرفته به گونهای برنامهریزی شده که با تاریخ دستیابی احتمالی ایران به کلاهک هستهای همخوانی داشته باشد.
یواف تورجمان از مسئولین نظامی اسراییل نیز گفت که سپر دفاعی جدید اسراییلی مجهز به موشکهای آرو است که پیش از این مراحل پیشرفت آن به شکل کاملا محرمانه پیگیری میشد، ولی اکنون با توجه به شرایط حاکم، وزارت دفاع تشخیص داده است که میتوان اطلاعاتی در این زمینه را به شکل عمومی منتشر کرد.
به گفته تورجمان، فنآوری موشک "آرو" تا سال ۲۰۱۴ یا ۲۰۱۵ تکمیل شده و انتظار میرود نخستین آزمایش جدی این موشک در سال ۲۰۱۱ صورت گیرد. هر موشک آرو بین دو تا سه میلیون دلار هزینه داشته و شیوه عمل آن به گونهای است که موشکهای شلیک شده به طرف اسراییل را در لحظه شلیک شناسایی کرده و آن را خارج از غلاف جوی کره زمین نابود خواهد کرد.
در این بین، موشک آرو ۳ به گونهای طراحی شده که بتواند با حملات موشکی هستهای مقابله کرده و موشک حامل کلاهک اتمی را در فضا به گونهای نابود کند که بقایای سمی آن نیز به کره زمین نرسد و خارج از جو از بین برود.
اما این تنها اسراییل نیست که برای مقابله با حملات احتمالی ایران، تشکیل سپر موشکی را پیگیری میکند. آمریکا نیز در نقاط مختلف نزدیک به ایران به دنبال تشکیل چنین سپری بوده و این گونه به نظر میرسد که تنشهای سیاسی در این زمینه را با کشورهای دیگر نیز پشت سر گذاشته است.
طرح ایجاد سپر دفاع موشکی در اروپای شرقی
در زمان ریاست جمهوری جورج بوش، آمریکا طرح ایجاد سپری دفاعی در اروپای شرقی را مطرح کرده بود، اما پس از آن، باراک اوباما در نخستین سال ریاست جمهوری خود، طرح جورج بوش را به حالت تعلیق درآورده و اعلام کرد که اطلاعاتی کسب کرده که نشان میدهد ایران در آینده نزدیک قادر به دستیابی به کلاهک هستهای نیست.
آمریکا قرار بود سپری دفاعی در لهستان و جمهوری چک تشکیل دهد، اما این امر با مخالفت شدید روسیه مواجه شد، به گونهای که مسکو این سپر دفاعی را تهدیدی مستقیم علیه خود تفسیر کرد و اعلام کرد که تشکیل چنین سپری برای مقابله با ایران امری «خندهدار» است و هدف از آن تنها اعمال فشار بر روسیه است.
در نهایت طرح ایجاد این سپر دفاع موشکی با اقدام روسیه مبنی بر کار گذاشتن کلاهکهای هستهای در روسیه سفید و اعلام این نکته که مسکو در این زمینه از هرگونه کارشکنی فروگذار نخواهد کرد، به شکل موقت لغو شد.
لغو این طرح، شایعهای را تقویت کرد مبنی بر اینکه آمریکا در قبال توقف برنامه ایجاد سپر دفاع موشکی از روسیه خواسته تا با اقدامات بینالمللی علیه ایران همراهی کرده و جلوی مصوبات شورای امنیت در این زمینه را نگیرد.
هر چند که این شایعه به شکل مستقیم توسط دمیتری مدودیف رییسجمهور روسیه تکذیب شد، اما همراهی روسیه در تصویب چهارمین قطعنامه شورای امنیت علیه ایران احتمال صحیح بودن چنین شایعهای را تقویت کرد.
اندکی بعد همزمان با مانور نظامی مشترک آمریکا و اسراییل که هدف اصلی آن مقابله با حملات موشکی عنوان شده بود، فشارهای آمریکا به ترکیه برای تشکیل این سپر دفاعی افزایش یافت که این خواسته آمریکا با مخالفت ترکیه مواجه شد.
موافقت ترکیه با ایجاد سپر موشکی در خاک خود
به فاصله چند هفته بعد از سفر دیک چنی معاون وقت رییسجمهور آمریکا در سال ۲۰۰۸ به ترکیه، مسئولین این کشور اعلام کردند که ترکیه با ایجاد سپر دفاعی موشکی در خاک خود به شکل محدود موافقت خواهد کرد.
بر اساس این برنامه قرار است که سیستم راداری موسوم به X-Band در خاک ترکیه و در نزدیکی مرز با ایران نصب شود و نخستین سری از موشکهای بازدارنده در جمهوری آذربایجان برپا شود.
سیستم راداری X-Band یک سیستم بسیار پیشرفته دفاع موشکیست که قادر است هر جسم کوچک یا بزرگی را در آسمان شناسایی کرده و با هرگونه موشکی که به طرف اروپا شلیک میشود، بلافاصله مقابله کرده و آن را نابود کند.
اعضای سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) قرار است روز ۱۹ نوامبر در لیسبون جلسهای تشکیل داده و در مورد برپایی سیستم دفاع موشکی در ترکیه تصمیمگیری کنند.
همزمان ترکیه که تلاش زیادی برای پیوستن به اتحادیه اروپا دارد، اعلام کرد که با تشکیل این سپر دفاعی در خاک خود به شرطی موافقت میکند که کنترل رادارها و شلیک موشکها در اختیار ترکیه بوده و نامی از ایران در مصوبه ناتو برده نشود.
آندرس فوگ راسموسن، دبیرکل ناتو در واکنش به خواسته ترکیه گفت که نیازی به نام بردن از ایران در مصوبه ناتو وجود ندارد، چرا که کشورهای زیادی فنآوری موشکهای قارهپیما را دارند و نمیتوان از همه کشورها نام برد.
موافقت ترکیه با تشکیل این سپر دفاع موشکی، اما همان طور که پیشبینی میشد با واکنش شدید ایران مواجه شد.
واکنش ایران: سپر دفاع موشکی برای حمایت از اسراییل است
مسعود جزایری، معاون ستاد کل نیروهای مسلح ایران در اظهار نظری گفت که طرح آمریکا برای برپایی نخستین سپر دفاع موشکی در مرز با ایران با شکست مواجه خواهد شد.
به گفته جزایری آینده ناتو مبهم است و هر کسی که فعالیتهای ناتو را پیگیری کند به این نتیجه میرسد که نفوذ و تاثیرگذاری ناتو کم شده است.
والاستریت ژورنال در بررسی موافقت ترکیه با تشکیل سپر دفاعی موشکی در خاک خود مینویسد که این امر قطعا با عصبانت شدید ایران مواجه خواهد شد. این روزنامه به نقل از داوداوغلو وزیر خارجه ترکیه که در چین بسر میبرد، نوشت که ناتو تهدیدات دریافتی را جدی تلقی کرده و قصد برپایی دیوار دفاع موشکی دارد و ترکیه دلیلی برای مخالفت با این امر ندارد.
واکنش شتابزده و توام با عصبانیت مسئولین ایرانی، با اظهارات رامین مهمانپرست سخنگوی وزارت خارجه ایران ادامه یافت. وی روز سهشنبه (۲۵ آبان/۱۶ نوامبر) اعلام کرد که هدف از تشکیل دیوار دفاعی موشکی، «حمایت از اسراییل در برابر حملات» است و ناتو در واقع همان طرح قدیمی آمریکا را پیگیری میکند.
این در حالیست که در مرزهای جنوبی ایران نیز شرایط تفاوت چندانی با شمال و غرب ندارد. عربستان نیز خواستار برپایی سیستم دفاع موشکی در خاک خود شده و در عین حال در یکی از سنگینترین خریدهای نظامی تاریخ منطقه، ۳۲۰ میلیارد دلار برای خرید تجهیزات نظامی جدید از آمریکا هزینه کرده که هدف از آن مقابله با ایران عنوان شده است.
رژيم اسلامي ميخواهد بمب اتمي بسازد
بهزاد معصومی لقمان در مصاحبه شب گذشته (سه شنبه) با شبکه ده تلویزیون اسرائیل گفت که او در نیروی هوائی درجه ستوانی داشته و خلبان هواپیمای اف -14 بوده که یکی از قدیمی ترین و بهترین هواپیماهای جنگی ایالات متحده بود که پیش از به روی کار آمدن رژیم کنونی، به ایران فروخته شد.
وی در یک مصاحبه اختصاصی با شبکه ده تلویزیون اسرائیل گفت: «تردیدی ندارم که برنامه های هسته ای ایران برای رسیدن به انرژی هسته ای به هدف تولید بمب اتمی است».
او در این مصاحبه از نارضائی گسترده در نیروی هوائی ایران سخن گفت و ادعا کرد شبکه ای برای فرار دادن خلبانان ایرانی برپا شده که او نیز توسط همان شبکه توانسته است از ایران بگریزد.
او در بخشی از این مصاحبه گفت تردیدی ندارد که حکومت ایران در پی دستیابی به سلاح هسته ای است و می خواهد منطقه را به آشوب بکشاند و ملت ایران را به خطر اندازد. معصومی در این بخش از سخنان خود گفت: «احمدی نژاد دارد در منطقه آشوب ایجاد می کند، در منطقه جنگ ایجاد می کند و این برای ما ایرانی ها خوب نیست» و افزوده گفت: «آقای احمدی نژاد شرائط کشور را بحرانی کرده و منطقه را بحرانی کرده است».
ستوان معصومی حکومت ایران را تروریست پرور خواند و توضیح داد که بخش مهمی از توان مالی کشور به سازمان های ترور از قبیل حزب الله داده می شود – و در این رابطه افزوده گفت: «تمام پول کشور صرف کارهای تروریستی می شود. رژیم جمهوری اسلامی یکی از بزرگترین حامیان تروریسم در دنیاست و این را همه می دانند».
معصومی به عمق ستمگری رژیم اشاره می کند و می گوید: «یک جوان می آید در خیابان برای تظاهرات و یک شعار می دهد، یک شعار عادی "مرگ بر دیکتاتور". این را می برند و به او تجاوز می کنند، زندانی می کنند، می کشند. این است که این سیستم یک سیستم دیکتاتوری است، سیستم عدالت نیست
وی در یک مصاحبه اختصاصی با شبکه ده تلویزیون اسرائیل گفت: «تردیدی ندارم که برنامه های هسته ای ایران برای رسیدن به انرژی هسته ای به هدف تولید بمب اتمی است».
او در این مصاحبه از نارضائی گسترده در نیروی هوائی ایران سخن گفت و ادعا کرد شبکه ای برای فرار دادن خلبانان ایرانی برپا شده که او نیز توسط همان شبکه توانسته است از ایران بگریزد.
او در بخشی از این مصاحبه گفت تردیدی ندارد که حکومت ایران در پی دستیابی به سلاح هسته ای است و می خواهد منطقه را به آشوب بکشاند و ملت ایران را به خطر اندازد. معصومی در این بخش از سخنان خود گفت: «احمدی نژاد دارد در منطقه آشوب ایجاد می کند، در منطقه جنگ ایجاد می کند و این برای ما ایرانی ها خوب نیست» و افزوده گفت: «آقای احمدی نژاد شرائط کشور را بحرانی کرده و منطقه را بحرانی کرده است».
ستوان معصومی حکومت ایران را تروریست پرور خواند و توضیح داد که بخش مهمی از توان مالی کشور به سازمان های ترور از قبیل حزب الله داده می شود – و در این رابطه افزوده گفت: «تمام پول کشور صرف کارهای تروریستی می شود. رژیم جمهوری اسلامی یکی از بزرگترین حامیان تروریسم در دنیاست و این را همه می دانند».
معصومی به عمق ستمگری رژیم اشاره می کند و می گوید: «یک جوان می آید در خیابان برای تظاهرات و یک شعار می دهد، یک شعار عادی "مرگ بر دیکتاتور". این را می برند و به او تجاوز می کنند، زندانی می کنند، می کشند. این است که این سیستم یک سیستم دیکتاتوری است، سیستم عدالت نیست
Wednesday, November 10, 2010
باقر خان كه بود
ستارخان از سرداران جنبش مشروطه خواهی ایران ، و ملقب به سردار ملی است. در مقاومت تبریز وی جانفشانیهای بسیاری کرد.
ستار قرهداغی سومین پسر حاج حسن قره داغی در سال ۱۲۸۵ ق (۱۸۶۶ میلادی) به دنیا آمد. او از اهالی قرهداغ آذربایجان بود که در مقابل قشون عظیم محمد علی شاه پس از به توپ بستن مجلس شورای ملی و تعطیلی آن که برای طرد و دستگیر کردن مشروطه خواهان تبریز به آذربایجان گسیل شده بود ایستادگی کرد و بنای مقاومت گذارد. وی مردم را بر ضد اردوی دولتی فرا خواند و خود رهبری آن را بر عهده گرفت و به همراه سایر مجاهدین و باقرخان سالار ملی مدت یک سال در برابر قوای دولتی ایستادگی کرد و نگذاشت شهر تبریز به دست طرفداران محمد علی شاه بیفتد. اختلاف او با شاهان قاجار و اعتراض به ظلم و ستم آنان ، به زمان کودکی اش بر میگشت. او و دو برادر بزرگترش اسماعیل و غفار از کودکی علاقه وافری به تیراندازی و اسب سواری داشتند ، اما اسماعیل فرزند ارشد خانواده در این امر پیشی گرفته بود و شب و روزش به اسب تازی ، تیراندازی و نشست و برخاست با خوانین و بزرگان سپری میشد، سرانجام او در پی اعتراض به حاکم وقت دستگیر و محکوم به اعدام شد . اسماعیل به دلیل ارتباط و پناه دادن به فردی به نام قاچاق فرهاد که از مخالفان و ناراضیان بود، توسط عمال دولت قاجاریه کشته شد. این امر کینهای در دل ستار ایجاد کرد و نسبت به ظلم درباریان و حکام قاجاری خشمگین شد
ستار در جوانی به جرگه لوطیان (جوانمردان، یا اهل فتوت) محله امیرخیز تبریز درآمد و در همین باب در حالی که به دفاع از حقوق طبقات زحمتکش بر میخاست با مأمورین محمدعلی شاه درافتاد و به ناچار از شهر گریخت و مدتی به راهزنی مشغول شد، اما از ثروتمندان میگرفت و به فقرا میداد. سپس با میانجیگری پارهای از بزرگان به شهر آمد و چون در جوانی به درستی و امانتداری در تبریز شهرت داشت به همین دلیل مالکان حفاظت از املاک خود را به او میسپردند. او هیچ گاه درس نخواند و سواد خواندن و نوشتن نداشت، اما هوش آمیخته به شجاعتش و مهارت در فنون جنگی و اعتقادات مذهبی و وطن دوستی اش، او را در صف فرهیختگان عصر قرار میداد.
او در مدت یازده ماه از ۲۰ جمادی الاول ۱۳۲۶ ق تا هشتم ربیع الثانی ۱۳۲۷ ق رهبری ِ مجاهدین تبریز و ارامنه و قفقازیها را بر عهده داشت و مقاومت شدید و طاقت فرسای اهالی تبریز در مقابل سی و پنج الی چهل هزار نفر قشون دولتی ، با راهنمایی و رهبریت او انجام گرفت، به طوری که شهرت او به خارج از مرزهای کشور رسید و در غالب جراید اروپایی و آمریکایی هر روز نام او با خط درشت ذکر میشد و درباره مقاومتهای سرسختانه وی مطالبی انتشار مییافت.
پس از ماهها محاصره تبریز قوای روسیه با موافقت دولت انگلیس و محمد علی شاه،از مرز گذشتند به سوی تبریز حرکت کردند و راه جلفا را باز کرد.ستارخان و دیگران مجاهدین تبریز که به شدت از روسها متنفر بودند، برای رفع بهانهٔ تجاوز روسها تلگرافی به این مضمون به محمد علی شاه فرستادند :
شاه به جای پدر و توده به جای فرزندان است . اگر رنجشی میان پدر و فرزندان رخ دهد نباید همسایگان پا به میان گزارند . ما هرچه می خواستیم از آن در می گذریم و شهر را به اعلی حضرت می سپاریم . هر رفتاری که با ما می خواهند بکنند و اعلی حضرت بیدرنگ دستور دهند که راه خوار و بار باز شود و جایی برای گذشتن سپاهیان روس به ایران باز نماند.
.محمد علی شاه پس از دریافت این تلگراف به نیروهای دولتی دستور ترک محاصره داد اما روسها به پیشروی ادامه دادند و وارد تبریز شدند، [۱] ستارخان حاضر به اطاعت از دولت روس نشد و در اواخر جمادی الثانی ۱۳۲۷ق (اواخر ماه مه ۱۹۰۹م) به ناچار با همراهانش به قنسول خانه عثمانی در تبریز پناهنده شد. در منابع ذکر شدهاست که ستارخان به کنسول روس (پاختیانوف) که میخواست بیرقی از کنسول خانه خود به سر در خانه ستارخان زند و او را در زینهار دولت روس قرار دهد گفت: «ژنرال کنسول، من میخواهم که هفت دولت به زیر بیرق دولت ایران بیایند. من زیر بیرق بیگانه نمیروم.»
پس از عقب نشینی قوای روس مردم شهر به رهبری ستارخان در برابر حاکم مستبد تبریز رحیم خان قد علم کردند و او را از شهر بیرون راندند، اما اندکی بعد ستارخان در زیر فشار دولت روس، دعوت تلگرافی ِ آخوند ملامحمدکاظم خراسانی و جمعی از ملیون را پذیرفت و با لقب سردار ملی به سوی تهران حرکت کرد. در این سفر باقرخان سالار ملی نیز همراه او بود.
تصویر دیگری از ستارخانهدف دولت مشروطه از این اقدام که به بهانه تجلیل از ستارخان و باقرخان صورت گرفته بود در واقع کنترل آذربایجان و خلع سلاح مجاهدین تبریز بود. روز شنبه ۷ ربیع الاول سال ۱۳۲۸ق در شب عید نوروز، جمعیت زیادی از مردم و رجال شهر از جمله یپرم خان ارمنی برای وداع با ستارخان و باقرخان جمع شدند و آنان درمیان هلهله جمعیت از منزل خود بیرون آمدند و به سوی تهران حرکت کردند. در بین راه نیز در شهرهای میانه، زنجان، قزوین و کرج استقبال باشکوهی از این دو مجاهد راستین آزادی به عمل آمد و هنگام ورود به تهران نیمی از شهر برای استقبال به مهرآباد شتافتند و در طول مسیر چادرهای پذیرایی آراسته با انواع تزیینات، و طاق نصرتهای زیبا و قالیهای گران قیمت و چلچراغهای رنگارنگ گستردند. در سرتاسر خیابانهای ورودی شهر، تابلوهای زنده باد ستارخان و زنده باد باقرخان مشاهده میشد. تهران آن روز سرتاسر جشن و سرور بود. ستارخان پس از صرف ناهار مفصلی که در چادر آذربایجانیهای مقیم تهران تدارک دیده شده بود به سوی محلی که برای اقامتش در منزل صاحب اختیار (محلی در خیابان سعدی کنونی) در نظر گرفته بودند رفت. او مدت یک ماه مهمان دولت بود، اما به دلیل وجود سربازان و کمی جا دولت، محل باغ اتابک (محل فعلی سفارت روسیه) را به اسکان ستارخان و یارانش و محل عشرت آباد را به باقرخان و یارانش اختصاص داد. پس از چند روزی که نیروهای هر دو طرف در محلهای تعیین شده اسکان یافتند مجلس طرحی را تصویب نمود که به موجب آن تمامی مجاهدین و مبارزین غیرنظامی از جمله افراد ستارخان و خود او میبایست سلاحهای خود را تحویل دهند. این تصمیم به دلیل بروز حوادث ناگوار و ترور مرحوم سید عبدالله بهبهانی و میرزاعلی محمدخان تربیت از سران مشروطه گرفته شده بود.، اما یاران ستارخان از پذیرفتن این امر خودداری کردند. به تدریج مجاهدین دیگری که با این طرح مخالف بودند به ستارخان و یارانش پیوستند و این امر موجب هراس دولت مرکزی شد. سردار اسعد به ستارخان پیغام داد که «به سوگندی که در مجلس خوردید وفادار باشید و از عواقب وخیم عدم خلع سلاح عمومی بپرهیزید.»، اما باز یاران ستارخان راضی به تحویل سلاح نشدند.
بعدازظهر اول شعبان ۱۳۲۸ق قوای دولتی، که جمعا سه هزار نفر میشدند به فرماندهی یپرم خان ، یار قدیمی ستارخان در تبریز و رئیس نظمیه وقت باغ اتابک را محاصره کردند و پس از چندبار پیغام ، هجوم نظامیان به باغ صورت گرفت و جنگ بین قوای دولتی و مجاهدین آغاز گشت. در این جنگ قوای دولتی از چند عراده توپ و پانصد مسلسل شصت تیر استفاده کردند و به فاصله ۴ ساعت ۳۰۰ نفر از افراد حاضر در باغ کشته شدند. ستارخان راه پشت بام را در پیش گرفت، اما در مسیر پلهها در یکی از راهروهای عمارت تیری به پایش اصابت کرد و مجروح شد و قادر به حرکت نبود. اندکی بعد قوای دولتی او را دستگیر کردند و به منزل صحصام السلطنه بردند و خود و اتباعش ناچار به خلع سلاح شدند (۳۰ رجب ۱۳۲۸ق).
بعد از این وقایع، ستارخان خانه نشین شد و پزشکان حاذق برای مداوای پای او تمام تلاش خود را کردند، اما معالجات به جایی نرسید و در تاریخ ۲۸ ذی الحجه ۱۳۳۲هـ. ق (۲۵ آبان ۱۲۹۳ش/ ۱۶ نوامبر ۱۹۱۴م) در تهران درگذشت و برخلاف وصیتش، در باغ طوطی در جوار بقعه حضرت عبدالعظیم حسنی در شهرری درحالی که هزاران هزار تهرانی با چشمانی گریان جنازه او را تشییع میکردند به خاک سپرده شد. او هنگام فوت حدود ۵۳ سال داشت.
ستار قرهداغی سومین پسر حاج حسن قره داغی در سال ۱۲۸۵ ق (۱۸۶۶ میلادی) به دنیا آمد. او از اهالی قرهداغ آذربایجان بود که در مقابل قشون عظیم محمد علی شاه پس از به توپ بستن مجلس شورای ملی و تعطیلی آن که برای طرد و دستگیر کردن مشروطه خواهان تبریز به آذربایجان گسیل شده بود ایستادگی کرد و بنای مقاومت گذارد. وی مردم را بر ضد اردوی دولتی فرا خواند و خود رهبری آن را بر عهده گرفت و به همراه سایر مجاهدین و باقرخان سالار ملی مدت یک سال در برابر قوای دولتی ایستادگی کرد و نگذاشت شهر تبریز به دست طرفداران محمد علی شاه بیفتد. اختلاف او با شاهان قاجار و اعتراض به ظلم و ستم آنان ، به زمان کودکی اش بر میگشت. او و دو برادر بزرگترش اسماعیل و غفار از کودکی علاقه وافری به تیراندازی و اسب سواری داشتند ، اما اسماعیل فرزند ارشد خانواده در این امر پیشی گرفته بود و شب و روزش به اسب تازی ، تیراندازی و نشست و برخاست با خوانین و بزرگان سپری میشد، سرانجام او در پی اعتراض به حاکم وقت دستگیر و محکوم به اعدام شد . اسماعیل به دلیل ارتباط و پناه دادن به فردی به نام قاچاق فرهاد که از مخالفان و ناراضیان بود، توسط عمال دولت قاجاریه کشته شد. این امر کینهای در دل ستار ایجاد کرد و نسبت به ظلم درباریان و حکام قاجاری خشمگین شد
ستار در جوانی به جرگه لوطیان (جوانمردان، یا اهل فتوت) محله امیرخیز تبریز درآمد و در همین باب در حالی که به دفاع از حقوق طبقات زحمتکش بر میخاست با مأمورین محمدعلی شاه درافتاد و به ناچار از شهر گریخت و مدتی به راهزنی مشغول شد، اما از ثروتمندان میگرفت و به فقرا میداد. سپس با میانجیگری پارهای از بزرگان به شهر آمد و چون در جوانی به درستی و امانتداری در تبریز شهرت داشت به همین دلیل مالکان حفاظت از املاک خود را به او میسپردند. او هیچ گاه درس نخواند و سواد خواندن و نوشتن نداشت، اما هوش آمیخته به شجاعتش و مهارت در فنون جنگی و اعتقادات مذهبی و وطن دوستی اش، او را در صف فرهیختگان عصر قرار میداد.
او در مدت یازده ماه از ۲۰ جمادی الاول ۱۳۲۶ ق تا هشتم ربیع الثانی ۱۳۲۷ ق رهبری ِ مجاهدین تبریز و ارامنه و قفقازیها را بر عهده داشت و مقاومت شدید و طاقت فرسای اهالی تبریز در مقابل سی و پنج الی چهل هزار نفر قشون دولتی ، با راهنمایی و رهبریت او انجام گرفت، به طوری که شهرت او به خارج از مرزهای کشور رسید و در غالب جراید اروپایی و آمریکایی هر روز نام او با خط درشت ذکر میشد و درباره مقاومتهای سرسختانه وی مطالبی انتشار مییافت.
پس از ماهها محاصره تبریز قوای روسیه با موافقت دولت انگلیس و محمد علی شاه،از مرز گذشتند به سوی تبریز حرکت کردند و راه جلفا را باز کرد.ستارخان و دیگران مجاهدین تبریز که به شدت از روسها متنفر بودند، برای رفع بهانهٔ تجاوز روسها تلگرافی به این مضمون به محمد علی شاه فرستادند :
شاه به جای پدر و توده به جای فرزندان است . اگر رنجشی میان پدر و فرزندان رخ دهد نباید همسایگان پا به میان گزارند . ما هرچه می خواستیم از آن در می گذریم و شهر را به اعلی حضرت می سپاریم . هر رفتاری که با ما می خواهند بکنند و اعلی حضرت بیدرنگ دستور دهند که راه خوار و بار باز شود و جایی برای گذشتن سپاهیان روس به ایران باز نماند.
.محمد علی شاه پس از دریافت این تلگراف به نیروهای دولتی دستور ترک محاصره داد اما روسها به پیشروی ادامه دادند و وارد تبریز شدند، [۱] ستارخان حاضر به اطاعت از دولت روس نشد و در اواخر جمادی الثانی ۱۳۲۷ق (اواخر ماه مه ۱۹۰۹م) به ناچار با همراهانش به قنسول خانه عثمانی در تبریز پناهنده شد. در منابع ذکر شدهاست که ستارخان به کنسول روس (پاختیانوف) که میخواست بیرقی از کنسول خانه خود به سر در خانه ستارخان زند و او را در زینهار دولت روس قرار دهد گفت: «ژنرال کنسول، من میخواهم که هفت دولت به زیر بیرق دولت ایران بیایند. من زیر بیرق بیگانه نمیروم.»
پس از عقب نشینی قوای روس مردم شهر به رهبری ستارخان در برابر حاکم مستبد تبریز رحیم خان قد علم کردند و او را از شهر بیرون راندند، اما اندکی بعد ستارخان در زیر فشار دولت روس، دعوت تلگرافی ِ آخوند ملامحمدکاظم خراسانی و جمعی از ملیون را پذیرفت و با لقب سردار ملی به سوی تهران حرکت کرد. در این سفر باقرخان سالار ملی نیز همراه او بود.
تصویر دیگری از ستارخانهدف دولت مشروطه از این اقدام که به بهانه تجلیل از ستارخان و باقرخان صورت گرفته بود در واقع کنترل آذربایجان و خلع سلاح مجاهدین تبریز بود. روز شنبه ۷ ربیع الاول سال ۱۳۲۸ق در شب عید نوروز، جمعیت زیادی از مردم و رجال شهر از جمله یپرم خان ارمنی برای وداع با ستارخان و باقرخان جمع شدند و آنان درمیان هلهله جمعیت از منزل خود بیرون آمدند و به سوی تهران حرکت کردند. در بین راه نیز در شهرهای میانه، زنجان، قزوین و کرج استقبال باشکوهی از این دو مجاهد راستین آزادی به عمل آمد و هنگام ورود به تهران نیمی از شهر برای استقبال به مهرآباد شتافتند و در طول مسیر چادرهای پذیرایی آراسته با انواع تزیینات، و طاق نصرتهای زیبا و قالیهای گران قیمت و چلچراغهای رنگارنگ گستردند. در سرتاسر خیابانهای ورودی شهر، تابلوهای زنده باد ستارخان و زنده باد باقرخان مشاهده میشد. تهران آن روز سرتاسر جشن و سرور بود. ستارخان پس از صرف ناهار مفصلی که در چادر آذربایجانیهای مقیم تهران تدارک دیده شده بود به سوی محلی که برای اقامتش در منزل صاحب اختیار (محلی در خیابان سعدی کنونی) در نظر گرفته بودند رفت. او مدت یک ماه مهمان دولت بود، اما به دلیل وجود سربازان و کمی جا دولت، محل باغ اتابک (محل فعلی سفارت روسیه) را به اسکان ستارخان و یارانش و محل عشرت آباد را به باقرخان و یارانش اختصاص داد. پس از چند روزی که نیروهای هر دو طرف در محلهای تعیین شده اسکان یافتند مجلس طرحی را تصویب نمود که به موجب آن تمامی مجاهدین و مبارزین غیرنظامی از جمله افراد ستارخان و خود او میبایست سلاحهای خود را تحویل دهند. این تصمیم به دلیل بروز حوادث ناگوار و ترور مرحوم سید عبدالله بهبهانی و میرزاعلی محمدخان تربیت از سران مشروطه گرفته شده بود.، اما یاران ستارخان از پذیرفتن این امر خودداری کردند. به تدریج مجاهدین دیگری که با این طرح مخالف بودند به ستارخان و یارانش پیوستند و این امر موجب هراس دولت مرکزی شد. سردار اسعد به ستارخان پیغام داد که «به سوگندی که در مجلس خوردید وفادار باشید و از عواقب وخیم عدم خلع سلاح عمومی بپرهیزید.»، اما باز یاران ستارخان راضی به تحویل سلاح نشدند.
بعدازظهر اول شعبان ۱۳۲۸ق قوای دولتی، که جمعا سه هزار نفر میشدند به فرماندهی یپرم خان ، یار قدیمی ستارخان در تبریز و رئیس نظمیه وقت باغ اتابک را محاصره کردند و پس از چندبار پیغام ، هجوم نظامیان به باغ صورت گرفت و جنگ بین قوای دولتی و مجاهدین آغاز گشت. در این جنگ قوای دولتی از چند عراده توپ و پانصد مسلسل شصت تیر استفاده کردند و به فاصله ۴ ساعت ۳۰۰ نفر از افراد حاضر در باغ کشته شدند. ستارخان راه پشت بام را در پیش گرفت، اما در مسیر پلهها در یکی از راهروهای عمارت تیری به پایش اصابت کرد و مجروح شد و قادر به حرکت نبود. اندکی بعد قوای دولتی او را دستگیر کردند و به منزل صحصام السلطنه بردند و خود و اتباعش ناچار به خلع سلاح شدند (۳۰ رجب ۱۳۲۸ق).
بعد از این وقایع، ستارخان خانه نشین شد و پزشکان حاذق برای مداوای پای او تمام تلاش خود را کردند، اما معالجات به جایی نرسید و در تاریخ ۲۸ ذی الحجه ۱۳۳۲هـ. ق (۲۵ آبان ۱۲۹۳ش/ ۱۶ نوامبر ۱۹۱۴م) در تهران درگذشت و برخلاف وصیتش، در باغ طوطی در جوار بقعه حضرت عبدالعظیم حسنی در شهرری درحالی که هزاران هزار تهرانی با چشمانی گریان جنازه او را تشییع میکردند به خاک سپرده شد. او هنگام فوت حدود ۵۳ سال داشت.
سرگذشت باقر خان
باقر خان، مشهور به سالار ملّی، از مبارزان جنبش مشروطهاست. او، فرزند حاج رضا بنا، در سال ۱۲۴۰ شمسی در محله خیابان تبریز زاده شد.[۱] او قبل از مشروطیت بنّا بود. پس از مشروطیت مجاهد شد. ریاست مجاهدین محله خیابان تبریز (خیابان یکی از محلات قدیمی تبریز است مشتمل بر بخشهای واقع در جنوب رودخانه آجی در شرق شهر که تا جنوب شرقی نیز میرسید) به دست او افتاد. پس از به توپ بستن مجلس، به دستور انجمن ایالتی مانند ستارخان دست به اسلحه برد و با قشون دولتی که تبریز را در محاصره داشت جنگ کرد. اما پس از اوّلین شکست که از قشون دولتی خورد، سست شده در صدد تسلیم برآمد. تا کار ستّارخان که در امیرخیز، محله دیگر تبریز، با دولتیان جنگ میکرد قوت گرفت، وی نیز سستی را از خود دور ساخته بار دیگر به جنگ با قشون دولتی پرداخت. در اثر همکاری او با ستّارخان کار مشروطهطلبان پیشرفت کرد و تبریز از فشار محاصره راحت شد. مجلس شورای ملی باقرخان را به لقب سالار ملی ملقب ساخت، و از او تقدیر کرد و آوازه اشتهارش در سراسر ایران پیچید.
چنانکه در تواریخ مشروطیت نوشتهاند، در اثر مجاهدت ستّارخان و باقرخان مشروطیّت نجات یافت. اما خود تبریز دیری نگذشت که به دست قشون روس افتاد. سالار ملی و سردار ملی در تبریز نماندند و به تهران حرکت کردند. یک استقبال شاهانه از این دو مجاهد شجاع از طرف دولت مشروطه به عمل آمد.
باقرخان در تهران منزوی میزیست تا قضیه مهاجرت پیش آمد. او دیگر در تهران درنگ نکرد و دنبال مهاجرین رفت. شبی در نزدیکی قصر شیرین عدهای از کردها بر سر او و رفقایش ریختند و سرشان را بریدند. (مرگ باقرخان به همراه هجده نفر از یاران و همراهانش در محرم ۱۳۳۵ قمری آبان ۱۲۹۵ خورشیدی به دست یکی از اشرار معروف کردهای قصرشیرین به نام محمد امین طالبانی به قصد تصاحب اسب و وسائل مهمانان خود، صورت گرفت.)
باقرخان بر خلاف ستّارخان که شیخی بود، از متشرعه بود. از علمای مخالف مشروطیت که متشرعه بودند جانبداری میکرد و به آنها احترام میگذاشت. با ستارخان رقابت داشت و میگفت: مرد آن نیست که در امیرخیز جنگ کند. مرد منم که در ساریداغ با قشون دولتی جنگ کردهام. (علی رغم این سخن این دو بزرگوار دو بازوی قوی و شکست ناپذیر انقلاب مشروطیت بودند)
در هر حال سالار ملّی مردی جسور و ساده بود. حق بزرگی به گردن مشروطیت ایران دارد. او و ستارخان برای مشروطیت با قوای دولتی به جنگ برخواستند و موفق شدند. این دو نفر از توده برخاسته بودند، در سختترین ایام با اتکاء به توده تبریز با شاه مستبد مبارزه کرده بودند؛ یک حرکت و نهضت ملی را رهبری کرده بودند، مسلمان بودند و به مشروطیت ایمان داشتند. این بود که به آسانی قهرمان ملت شناخته شدند.
دمکراتهای آذربایجان که نهضت خود را در دنباله نهضت مشروطیت و مکمل آن و خود را وارث سنن مجاهدین آن دوره میدانستند، مجسمه باقر خان را در میدان شهرداری تبریز تصب کردند. در ۲۴ آذر ماه ۱۳۲۵ پس از سقوط پیشهوری مردم تحت تأثیر احساسات آن مجسمه را که اثر دمکراتها بود برانداختند. از این عمل معلوم میشود که نهضت پیشه وری چقدر به ضرر مشروطیت و آزادی و این قبیل معانی بودهاست.
داماد باقر خان سرتیپ هاشمی است که فرمانده قوای دولتی مأمور آذربایجان بود که در طی جنگی مختصر قوای دمکراتها را در قافلانکوه مغلوب کرد و در میدان جنگ به درجه سرتیپی نایل آمد.
چنانکه در تواریخ مشروطیت نوشتهاند، در اثر مجاهدت ستّارخان و باقرخان مشروطیّت نجات یافت. اما خود تبریز دیری نگذشت که به دست قشون روس افتاد. سالار ملی و سردار ملی در تبریز نماندند و به تهران حرکت کردند. یک استقبال شاهانه از این دو مجاهد شجاع از طرف دولت مشروطه به عمل آمد.
باقرخان در تهران منزوی میزیست تا قضیه مهاجرت پیش آمد. او دیگر در تهران درنگ نکرد و دنبال مهاجرین رفت. شبی در نزدیکی قصر شیرین عدهای از کردها بر سر او و رفقایش ریختند و سرشان را بریدند. (مرگ باقرخان به همراه هجده نفر از یاران و همراهانش در محرم ۱۳۳۵ قمری آبان ۱۲۹۵ خورشیدی به دست یکی از اشرار معروف کردهای قصرشیرین به نام محمد امین طالبانی به قصد تصاحب اسب و وسائل مهمانان خود، صورت گرفت.)
باقرخان بر خلاف ستّارخان که شیخی بود، از متشرعه بود. از علمای مخالف مشروطیت که متشرعه بودند جانبداری میکرد و به آنها احترام میگذاشت. با ستارخان رقابت داشت و میگفت: مرد آن نیست که در امیرخیز جنگ کند. مرد منم که در ساریداغ با قشون دولتی جنگ کردهام. (علی رغم این سخن این دو بزرگوار دو بازوی قوی و شکست ناپذیر انقلاب مشروطیت بودند)
در هر حال سالار ملّی مردی جسور و ساده بود. حق بزرگی به گردن مشروطیت ایران دارد. او و ستارخان برای مشروطیت با قوای دولتی به جنگ برخواستند و موفق شدند. این دو نفر از توده برخاسته بودند، در سختترین ایام با اتکاء به توده تبریز با شاه مستبد مبارزه کرده بودند؛ یک حرکت و نهضت ملی را رهبری کرده بودند، مسلمان بودند و به مشروطیت ایمان داشتند. این بود که به آسانی قهرمان ملت شناخته شدند.
دمکراتهای آذربایجان که نهضت خود را در دنباله نهضت مشروطیت و مکمل آن و خود را وارث سنن مجاهدین آن دوره میدانستند، مجسمه باقر خان را در میدان شهرداری تبریز تصب کردند. در ۲۴ آذر ماه ۱۳۲۵ پس از سقوط پیشهوری مردم تحت تأثیر احساسات آن مجسمه را که اثر دمکراتها بود برانداختند. از این عمل معلوم میشود که نهضت پیشه وری چقدر به ضرر مشروطیت و آزادی و این قبیل معانی بودهاست.
داماد باقر خان سرتیپ هاشمی است که فرمانده قوای دولتی مأمور آذربایجان بود که در طی جنگی مختصر قوای دمکراتها را در قافلانکوه مغلوب کرد و در میدان جنگ به درجه سرتیپی نایل آمد.
Subscribe to:
Posts (Atom)